عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
320
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
138 إذا أراد اللّه بعبد خيرا منحه عقلا قويما و عملا مستقيما : هرگاه خداوند نيكى را بر بنده اراده كند او را عقلى استوار و عملى درست و راست مى بخشد . 139 إذا أحبّ اللّه عبدا رزقه قلبا سليما و خلقا قويما : هرگاه خداوند بنده را دوست دارد او را دلى استوار و پاك و خوئى ستوده و پايدار روزى فرمايد ( كه گرد هوا و هوس نكردد ) . 140 إذا أراد اللّه بعبد خيرا أعفّ بطنه و فرجه : هرگاه خداوند بر بندهء نيكى را اراده فرمايد فرج و شكمش را پاك و پاكيزه فرمايد ( و آن دو را از حرام پرهيز دهد . 141 إذا أراد اللّه بعبد خيرا ألهمه القناعة و أصلح له زوجه : هنگامى كه خدا بر بنده نيكى را اراده فرمايد قناعت را بدل او اندازد و زنش را سازگار قرار دهد ( كه در دشواريها يار و مدد كارش باشد ) . 142 إذا أراد اللّه بعبد خيرا أعفّ بطنه عن الطّعام و فرجه عن الحرام : هرگاه خداوند نيكى را بر بنده اراده فرمايد شكمش را از طعام بسيار و پرخورى و فرجش را از حرام و شهوت رانى پاك نگه دارد ( و به اين دو وسيله او را بدرجات عاليهء نائل سازد ) . 143 إذا أراد اللّه سبحانه صلاح عبد ألهمه قلّة الكلام و قلّة الطّعام و قلّة المنام : هنگامى كه پاك پروردگار بنده را صالح و نيكوكار خواهد او را بكم سخنى و كم خوراكى و كم خوابى مهم سازد . 144 إذا بنى الملك على قواعد العدل و دعائم العقل نصر اللّه مواليه و خذل معاديه هنگامى كه پادشاه كار كشور را بر پايههاى عدل و ستونهاى عقل بنا نهد خدا دوستانش را يارى كند و دشمنانش را خوار دارد . 145 إذا هممت بأمر فاجتنب ذميم العواقب فيه : هرگاه همّت به كار گمارى در آن كار از عواقب بد بينديش ( و بنگر پايان آن كار بكجا مى كشد و تو را به بهشت يا بدوزخ مى كشد ) . 146 إذا أنت هديت لقصدك فكن أخشع ما تكون لربّك : هرگاه بسوى مقصدت راه يافتى پس تو براى پروردگارت خاشع ترين اشخاص باش 147 إذا عجز عن الضّعفاء نيلك فلتسعهم رحمتك : هرگاه عطا و رسيدگى تو از رسيدن بناتوانان و زيرستان كوتاه آيد و نرسد بايد مهر